بریده هنگامی که خبردار شد مشرکان قریش جایزه ی مهمی (صدشتر) برای دستگیری حضرت محمدصلی الله علیه وآله وسلم تعیین کرده اند بعد از این که اطلاع یافت آن حضرت از مکه به مدینه در حال هجرت است ، به همراه 70 سوار از قبیله ی بنی سهم برای دستگیری پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و تحویل وی به قریشیان، به راه افتاد و در نزدیکی های مدینه با آن حضرت روبه رو گشت . آن بزرگوار عادت نداشت که فال بد بزند بلکه گاهی تفال می کرد و فال خوب و امید دهنده می زد .
به همین جهت پرسید: کیستی ؟
گفت: بریده . پیامبر به ابابکر که همراهش بود، فرمود: «ابرد امرنا و صلح » ; کار ما آسان گردیده و حال ما بهتر شد . دوباره حضرت از او پرسید: از کدام قبیله ای؟
او پاسخ داد: از قبیله ی اسلم . فرمود: «سلمنا» ; سالم ماندیم .
برای بار سوم از او پرسید: از کدام قبیله ی اسلم هستی؟
بریده جواب داد: از بنی سهم .
رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «خرج سهمک » ; قرعه به نامت در آمد و موفق و پیروز هستی .
وقتی بریده این سخنان زیبا و بیان جذاب رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم را مشاهده نمود از عمق دل و جان، شیفته ی رفتار و گفتار آن حضرت گردید . آن گاه پرسید: تو کیستی؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: من محمدبن عبدالله فرستاده خداوند هستم . بریده و همراهانش در همان لحظه شهادتین گفته و مسلمان شدند (1) .
او آن شب همراه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بود و صبحگاهان عرض کرد: یا رسول الله! بدون پرچم وارد مدینه نشو! در همان ساعت عمامه خود را از سر باز کرده و به نیزه اش بسته و در پیش روی پیامبر حرکت می کرد . در وسط راه از پیامبر خواهش کرد که: یا رسول الله! به من افتخار میزبانی بده و در منزل من اقامت کن . پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: شتر من بدان جاکه مامور است، خواهد رفت . اما برای این که بریدة بن خصیب ناراحت نشود به او مژده ی مهمی داد; مژده شهادت . فرمود: روزی می رسد که به همراه لشگر اسلام به مقام بلند شهادت نائل می شوی . (2)
بریدة بن خصیب اسلمی در اثر فداکاری و عشق و ایثار به مرتبه ای رسید که از خواص یاران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و علی علیه السلام گردید . او جزو 12 نفری بود که بر ضد خلافت ابی بکر شوریده و از مقام ولایت در سخت ترین لحظات تاریخی دفاع نمود . (3)
نظرات شما عزیزان: